X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 6 دی‌ماه سال 1388
آزکابان ، زندان جادوگران
نوشته شده توسط شایان در ساعت 02:27 ب.ظ
 دژ آزکابان

«برای نگه داشتن زندانی ها به دیوار و دریا احتیاجی نیست، چون زندانی ها اسیر افکار خودشون میشن و قادر نیستن به چیزهای خوب و نشاط انگیز فکر کنن. بیشترشون بعد از چند هفته دیوونه میشن.» ریموس لوپین .


در مکانی بسیار دور، در آب های بسیار سرد دریای شمال جزیره کوچکی قرار داد که میزبان یکی از ترسناکترین مکان های روی زمین است: آزکابان، زندان جادوگری .

آزکابان مکان ترسناکی است. زندانی ها سالها توسط دیوانه سازها نگهبانی می شدند. موجودات مخوفی که به صورت «شیطان های نابینای مکنده روح» توصیف می شوند. غذای آنها احساسات مثبت است، که به این معنی است که بعد از گذراندن مدت زمانی در زندان، زندانی ها تمام امید و احساسات و افکار خوبشان را از دست می دهند و وحشتناکترین و سیاه ترین خاطرات زندگی شان را بیاد می آورند. بعضی دیوانه می شوند و بعضی از ناامیدی می میرند .

اما در زمان به قدرت رسیدن دوباره ولده مورت، دیوانه سازها اجازه دادند که تعدادی از مرگ خوارها فرار کنند و مدتی بعد خودشان هم آزکابان را ترک کردند تا به ولده مورت بپیوندند . بعد از شکست ولدمورت، وزیر جادوی جدید کینگزلی شکلبولت اقداماتی انجام داد تا دیگر دیوانه سازها نقشی در نگهبانی از آزکابان نداشته باشند، که باعث شد هوای جزیره خوشایندتر از قبل شود و از مشکلات زیادی نیز جلوگیری کرد .

موقعیت

به دلیل توضیحاتی که سیریوس بلک درباره فرارش از آزکابان داد، برخی اینطور برداشت کرده اند که جزیره باید در مکانی جنوبی تر از جایی که رولینگ در دریای شمال توصیف کرد واقع شده باشد. سیریوس به وضوح اظهار کرد که به طرف ساحل شنا کرده، سری به پریوت درایو زده و سپس به طرف شمال براه افتاده تا به هاگوارتز برود . پریوت درایو در منطقه سوری است، که در جنوب لندن واقع شده است. از آنجائیکه منطق می گوید سیریوس باید از آزکابان به طرف نزدیکترین ساحل شنا کرده باشد، آن مکان باید جایی در کانال انگلیس، میان انگلیس و فرانسه باشد. چندین طرفدار سعی کرده اند مکان های دیگری را نیز پیدا کنند که شرایط لازم را داشته باشد.

اما رولینگ در این مورد کاملاً روشن صحبت کرده است. آزکابان در مکانی دور، در شمال واقع شده است، و سیریوس راهش به هاگوارتز را دور کرد تا به سوری سر بزند. این برای ما مشنگ ها عجیب بنظر می رسد، ولی ضرورتی ندارد که ایده های جادوگرها درباره «کوتاهترین مسیر» از علم هندسه ای که ما مشنگ ها بکار می بریم، استفاده کرده باشد. برای مثال اتوبوس شوالیه بنظر می رسد مسیرهایش را به ترتیب حروف الفبا انتخاب می کند. این منطق عجیب شباهت زیادی به منطق آسانتر بودن تغییر شکل دو شیء با اسم های مشابه به یکدیگر دارد (خوک گینه ای و مرغ شاخدار گینه ای). بنابراین ما نمی توانیم از روی اظهارات سیریوس درباره سفرش و منطبق کردن آن با یک نقشه مشنگی بفهمیم که آزکابان در کجا قرار دارد .

فرارها

ما حداقل از چهار فرار آزکابان خبر داریم و باور داریم که اینها تنها فرارهای آزکابان هستند، زیرا رون بعد از فرار سیریوس به وضوح اظهار می کند که «تا بحال سابقه نداشته است کسی از آنجا فرار کند» . البته این حرف درست نیست، ولی به احتمال زیاد فرارهایی که ما از آنها خبر داریم، تنها فرارهای آزکابان هستند.

    * بارتی کراوچ پسر – زمستان 1982

«تقریباً یکسال» پس از فرستاده شدن او به زندان، والدین کراوچ نقشه کشیدند تا جای او را با مادر در حال مرگش عوض کنند. بارتی کراوچ پدر که در آن زمان رئیس سازمان اجرای احکام جادویی بود، خانم کراوچ را برای ملاقات به آزکابان برد. در آنجا، او و بارتی پسر با خوردن معجون مرکب پیچیده به شکل یکدیگر درآمدند، و کراوچ پسر به همراه پدرش از آنجا رفت، در حالیکه مادرش به جای او ماند و مرد .

    * سیریوس بلک – ژولای 1993

کرنلیوس فاج در تابستان 1993 برای بازدید به آزکابان رفت، و یک نسخه از روزنامه پیام امروز را به سیریوس داد. ولی در صفحه اول آن، عکسی از خانواده ویزلی چاپ شده بود که موش دست آموز رون، خال خالی، نیز در آن بود. سیریوس تنها کسی بود که می دانست خال خالی در واقع یک جانورنمای ثبت نشده به نام پیتر پتی گرو است، که یک مرگ خوار نیز هست. سیریوس که خودش هم یک جانورنمای ثبت نشده بود، وقتی دیوانه سازها برایش غذا بردند به شکل یک سگ درآمد؛ در آن حالت توانست بدون اینکه آنها متوجه شوند از کنارشان رد شود و تا ساحل شنا کند .

    * آنتونین دالاهوف ، آگوستوس روک وود ، بلاتریکس لسترنج ، رودلفس لسترنج ، راباستان لسترنج ، مالسیبر و چهار مرگ خوار دیگر – ژانویه 1996.

با از دست رفتن کنترل وزارتخانه بر دیوانه سازها، ده «زندانی فوق امنیتی» موفق به فرار و پیوستن به ولده مورت شدند ( فرار مالسیبر، رودلفس و راباستان را از آنجا می دانیم که در آزکابان زندانی بودند، ولی در نبرد سازمان اسرار شرکت داشتند).

    * استن شانپایک ، لوسیوس مالفوی ، تراورز ، یکسلی و چندین مرگ خوار دیگر – تابستان 1997.

کینگزلی شکلبولت مطمئن بود که «یک فرار دسته جمعی اتفاق افتاده ولی وزارتخانه... روی آن سرپوش گذاشته». این حرف توضیح می دهد که چرا ولده مورت با وجود فرستاده شدن بسیاری از مرگ خوارانش به آزکابان در بهار قبل، همه آنها را در اختیار داشت .